سکه دولت عشق

اینم دوست ما «سینا» که باعث شد از کوه ریگ بالا برویم و کلی بخندیم.

 

نمایی دیگر از کوه ریگ مهریز یزد. ما دو تا خوشحال و خندان ولی خسته از بالا رفتن از این تپه شنی که بازی اش گرفته بود و هی ما را می کشید پایین و ما هی دست و پایمان را از تن و بدنش بیرون می کشیدیم و چهار دست و پا می رفتیم بالا.مجبور بودیم خوب. با سینا مسابقه داشتیم. او چند بار رفت بالا و آمد پایین تا بالاخره ما رسیدیم بالا. کوه ریگ هوای بچه ها را دارد.



  • کلمات کلیدی : کوه ریگ، یزد، سینا
  • نوشته شده در  جمعه 94/8/15ساعت  3:0 صبح  توسط مریم غفاری جاهد 
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    آب رفته به جوی باز نمی گردد
    طفل جان
    مزاحمت مشروع
    مقایسه کیفر مرگرزان در دین زرتشت با کیفر اعدام در فقه و حقوق اسل
    بررسی بلوغ و ازدواج در فقه زرتشتی بر اساس کتاب روایات داراب هرمز
    بررسی تطبیقی نقش فرزند در عبور از چینوت پل و پل صراط، بر اساس رو
    جشن یا عزا؟ مسأله این است!!!!
    آدم عجیب کارهای عجیب تر!
    الاغ و علفهای قرمز
    ;کتری!
    [عناوین آرشیوشده]
     
    *AboutUs*>