سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
سکه دولت عشق

شده تا به حال، گدایی در خانه ات را بزند و با اصرار چیزی بخواهد؟ تو هم چیزی درخور نداشته باشی و ردش کنی و او دوباره بیاید ؛ چندین و چند بار؟ آنوقت لجت بگیرد و بروی گرانبهاترین جواهری که در اختیار داری به او تقدیم کنی؟ و بعد ناباورانه ببینی که آن گدای بی چشم و رو درست جلوی چشمانت، آن جواهر گرانبها را زیر پایش می اندازد، خرد می کند، له می کند،  بعد پشتش را به تو می کند و بی هیچ حرفی می رود؟شده؟ همچین وقتهایی چکار می کنی؟

من هیچ کاری نکردم حتی خم نشدم خرده هایش را جمع کنم، فقط به خودم لعنت فرستادم!!!



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  یادداشت ثابت - سه شنبه 95/11/20ساعت  11:39 صبح  توسط مریم غفاری جاهد 
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ;کتری!
    دلخوشیهای خوابگاهی
    عکس های گمشده
    اخلاق فدای مذهب
    خلاف مجاز!
    توله سگ های شیطان
    گوشی طفلکی من!
    کابوس
    سنتور خانم!
    [عناوین آرشیوشده]
     
    *AboutUs*>