سفارش تبلیغ
صبا ویژن
سکه دولت عشق

تجربه در زندگی خیلی مهم است یعنی آدم هر چه بیشتر رشد می کند و مطالعه می کند و با دیگران دمخور می شود بهتر می تواند علت بعضی چیز ها را کشف کند. من تا بحال نمی دانستم که بچه ها را لک لک ها می آورند! قبلا یک فکر های دیگری می کردم خب تقصیر من هم نبود دروغ گفته بودن و من هم باور کرده بودم شاید اصلا آنها نمی دانستند بچه از کجا می آید و چرا یک دفعه توی خانه آدم سبز می شود. شاید به همین دلیل است که تا حالا بچه خودم را پیدا نکردم اما از وقتی فهمیدم که این کار فقط از عهده لک لک ها بر می آید دیگر خیالم راحت شده است. بچه ام توی راه است. سالهاست که در راه است ولی لک لک ها راه خانه ام را گم کرده بودند من هم که خبر نداشتم. طفلک ها اینقدر توی راه مانده اند و بچه مرا اینور و انور برده اند که ان طفلک همینطوری بی مادر بزرگ شده! الآن دقیقا نمی دانم چند ساله است اما همین روزها که پیدایش بشود معلوم می شود و مشکل این است که نمی دانم پیش از آمدنش چه کار باید بکنم بچه ام نه لباس دارد نه اسباب بازی. خدا کند لک لک ها به موقع برسند خیلی دیر شده.



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  شنبه 98/5/26ساعت  2:43 عصر  توسط مریم غفاری جاهد 
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    بچه ها و لک لک ها
    الاغ و علفهای قرمز
    ;کتری!
    گدا و جواهر؟؟؟
    دلخوشیهای خوابگاهی
    عکس های گمشده
    اخلاق فدای مذهب
    خلاف مجاز!
    توله سگ های شیطان
    گوشی طفلکی من!
    کابوس
    [عناوین آرشیوشده]
     
    *AboutUs*>