سکه دولت عشق

داشتم برای خودم کتاب می خواندم؛ این وسط صدای زنگ موبایل در آمد و در همین حال اتوبوس شروع کرد به لرزیدن و لنگ زدن. حواس من رفت پیش دانشجویی که پشت تلفن راجع به پایان نامه اش حرف میزد و نفهمیدم چرا اتوبوس ایستاده و این را هم نفهمیدم که چرا صندلی روبرویی یکباره خالی شد و چرا نفر بغل دستی من هم یکباره تصمیم گرفت پیاده شود!نمی دانم چقدر طول کشید تا حرفم تمام شد و دوباره کتاب را باز کردم ببینم کجا بودم ؛ که یادم افتاد اتوبوس ایستاده و حرکت نمی کند! به پشت سرم نگاه کردم هیچکس نبود! اتوبوس خراب شده بود و مسافرها رفته بودند و من مانده بودم تک و تنها وسط بیابان خدا!
باید یادم بماند که کتاب خواندن و صحبت کردن با تلفن در اتوبوس اصلا کار قشنگی نیست!



  • کلمات کلیدی : بیابان، اتوبوس، تنهایی، مطالعه، پایان نامه
  • نوشته شده در  دوشنبه 94/7/27ساعت  2:0 عصر  توسط مریم غفاری جاهد 
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    آب رفته به جوی باز نمی گردد
    طفل جان
    مزاحمت مشروع
    مقایسه کیفر مرگرزان در دین زرتشت با کیفر اعدام در فقه و حقوق اسل
    بررسی بلوغ و ازدواج در فقه زرتشتی بر اساس کتاب روایات داراب هرمز
    بررسی تطبیقی نقش فرزند در عبور از چینوت پل و پل صراط، بر اساس رو
    جشن یا عزا؟ مسأله این است!!!!
    آدم عجیب کارهای عجیب تر!
    الاغ و علفهای قرمز
    ;کتری!
    [عناوین آرشیوشده]
     
    *AboutUs*>